خداي من ! چقدر زشت و بدقواره شدم
چو آسمان تهي از مه و ستاره شدم

هزار مرتبه دادند ترکم از ترياک
نبود درک و اسيرش هزار باره شدم

اميد مادرم اين بود تا شوم دکتر
ببين که عاقبت کار هيچکاره شدم

گذشته زان که شدم خار چشم اهل و عيال
به راه نوع بشر نيز سنگ خاره شدم

چو داخل آدم و کارآ و سر به راه و مطيع
نبودم آخرش اخراج از اداره شدم

به کنج خانه نشستم کنار منقل و باز
نه در تلاش رهايي نه فکر چاره شدم

ز جانب دو سه تن همچو خويش دور بساط
طواف کردم و هي نايب اياره شدم !

خمار تا که نباشم به جمع نشآگيان
حمار از اين بکش و آن بکش هماره شدم

به جاي آنکه دهم پند خيرخواهان گوش
ز نشآگي متوسل به استخاره شدم

دريغ و درد زماني چو بنز بودم و حال
ژيان بي در و بي سقف و بي شماره شدم

چو دفتري که بود جمله هاش جمله رکيک
به دست هر که رسيدم به خشم پاره شدم

به ظاهر غلط انداز من نگاه مکن
بزن کلنگ که چون مسجد ضراره* شدم

تفو هزار تفو بر عصاره ي خشخاش
که من اسير و به عسرت از اين عصاره شدم.


*در اصل مسجد ضرار است ولي در تنگناي قافيه خورشيد


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

Doug پير دكتر عليداود پارسا (Dr Ali Davod Parsa) Jose Michael 8 سال دفاع مقدس baspak Kim يکتا آهنگ Walter